قدرت یک آغوش

نیم رخ دختر بچه ای خندان با موهای قهوه ای

دختر شش ساله من که دختری با اراده و قدرتمند است یک روز صبح نمی خواست از جای خود بلند شده و برای مدرسه آماده شود. چون خود من هم فردی با اراده و مصمم هستم می­ دانستم که این می­تواند باعث دعوایی شود که من می­ خواستم از آن جلوگیری کنم. من چندین بار به آرامی و مهربانی از او خواستم تا از جایش برخیزد و به او یادآور شدم که تا دقایقی دیگر سرویس مدرسه خواهد رسید و اینکه اگر زودتر آماده نشود از سرویس جا خواهد ماند. او از جایش برخاست و به لباس­هایش نگاهی کرد و گفت: «من نمی­ خواهم این لباس­­ ها را بپوشم» لحنش بسیار زشت و تند بود. با این حال من چیزی نگفته و دو مدل لباس دیگر برایش آوردم تا از بین آنها انتخاب کند و گفتم: «برایت سه نوع لباس گذاشتم. یکی از آنها را باید انتخاب کنی و بپوشی». من داشتم به اتاق خودم می‌رفتم که او فریاد زد: «من چهار مدل لباس می­ خواهم». خیلی عصبانی شدم ولی اتفاقی که بعد از آن افتاد برای هر دوی ما بسیار تعجب­ برانگیز بود. من پیش او رفتم و گفتم: «مدیسون؛ من تو را … بغل می­ کنم و دوستت دارم. بعد از آن باید بلند شوی و آماده شوی». هنگامی که من او را در آغوش گرفتم او ناگهان میان بازوانم غرق شد و آرام گرفت و خود من نیز آرامش پیدا کردم. این اتفاق برای من خیلی عجیب بود که آن شرایط بحرانی در عرض چند ثانیه تمام شد تنها به این علت که من کودکی را که در آن لحظه غیر قابل دوست داشتن می ­نمود، در آغوش گرفتم. در دوره تربیت سالم شما درباره قدرت آغوش صحبت کردید و گفتید که کودک خارج از کنترل را آرام می­ سازد. از اینکه این روش را به من آموختید سپاس­گزارم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست